تبليغاتX
من مریم 16 سال دارم

من مریم 16 سال دارم

 

 

Bye

 

سلام خوبين؟خوش ميگذره راستي عيدتون مبارك يه خورده دير تبريك گفتم

معذرت....

من يه مدت نبودم الانم اومدم بگم كه واسه باز شدن مدرسه شايد خيلي

كم بيام...قريونه همه ي دوستام برم دلم واستون تنگ مي شه

موفق باشين همگي


دوشنبه 30 شهریور1388 |
 

its very hard

 

خیلی سخته

 چیزیرو که تا دیشب بود یادگاری

 صبح بلند شیو ببینی که دیگه دوسش نداری

 خیلی سخته

 که نباشه هیچ جایی برایه آشتی

 بی وفا شه اون کسی که جونتو براش گذاشتی

 خیلی سخته

 تو زمستون غم بشینه روی برفا

 میسوزونه گاهی قلبو طمع تلخه بعضی حرفا

 خیلی سخته

 که ببینی کسی عاشقیش دروغه

 چقدر از گریه ی اون شب چشم تو سرش شلوغه

 خیلی سخته

 اون کسی که گفت واسه چشمات میمیره

 بره هو دیگه سراغی از تو و نگات نگیره

 خیلی سخته...!!

 


شنبه 7 شهریور1388 |
 

i love you so much


عاشقم کن ولی تو با دلم راه بیا 

دیونم کن ولی یکمی کوتاه بیا

یکمی کوتاه بیا با دلم راه بیا

حالا که ماه شدی دیگه مثل ماه بیا


سلام خوبین؟من که عالیم...این روزا بهترینیم روزامه آخه عزیزم ازم راضیه


اخه دیگه هر روز داره جدی تر می شه که ما بهم برسیم...


عزیزم عاشقتم کی میشه ماله من شی؟دوستت دارم با تمامه وجودم


همین الان بهت قول میدم که همیشه باهات خوب باشم دیگه نمی خوام


اون ناراحتیا یر گرده توهم باید کمک کنیا... جیگرمی تو عسیسم عاشقتم


تا همیشه همیشه نوکرتیم با مرام... راستی امشب شبه اول ماه بود از فردا روزه...


ولي شايد اين بد اخلاقيات نذاره ما باهم خوب باشيم...


ولي من با صداقت تمام مي گم جز تو نمي تونم با كسه ديگه اي زندگي كنم


چون واقعا بهت دل بستم پس نا اميدم نكن بهترينم..




شنبه 31 مرداد1388 |
 

i wait for you

 

 

دلم می خواد از اینجا برم برم یه جایی تنها بشینم فقط فکر کنم فکر کنم که

با زندگیه خودم چی کار کردم چرا به جهنم تبدیلش کردم؟الان میفهمم هیچکس

نمی تونه درکم کنه یا کمکم کنه جز خودم جز اینکه به خدا توکل کنم و زندگیمو

تغییر بدم ...

 

تو این زمونه شکستن دل آدما خیلی آسون شده آدما راحت همو فراموش

 

می کنن خیلی راحت...منم مثل بقیه افتادم تو چاه گوله این زمونرو خودم

 

الان دیگه خیلی دیر شده خیلی ولی بازم شاید یه راهی مونده باشه

 

درسته که شکستیمو رفتی نمی گم تقصیر تو بود نه ما خیلی وقته باید جدا شیم

 

خیلی وقته یاهم بد شدیم ولی وا سه ما دو تا هم خدا راهی گذاشته بود که

 

بتونیم رابطمونو درست کنیم یه جایه بخششی واسه بخشیدن من بود

 

 

مطمئن باش

 

حالا که رفتی ولی امیدوارم درست فکر کنیو بر گردی و

 

منو ببخشی دوست دارم بهترینم

 


پنجشنبه 15 مرداد1388 |
 

 

سلام خوبین؟خیلی وقت بود آپ نکردم بهتونم سر نزدم ببخشید واقعا

 

حوصله نداشتم الانم نمی دونم از چی بنویسم....

 

میخوام برم شیراز شاید بدش دیگه نیام معلوم نیست خدارا شکر

 

از این شهره کوفتی می خوام برم بیرون ....

 

نمی دونم چی بنویسم همین دیگه برم بسه زیادتون شد

 

خسته میشین بخونین...

 

 


جمعه 9 مرداد1388 |
 

Another Airl plane

 

 

نمی دونم چی بگم...اصلا هیچ حرفی واسم نمیاد فقط دارم به این فکر می کنم

 

که چرا اینقدر راحت آدم تو ایران میمیره؟خیلی دلم گرفت وقتی شنیدم اصلا باورم

 

نمی شد این همه راحت؟۲۵ سال پیش درست شده؟آخه چرا باید چند تا آدم به

 

خاطر حماقت چند نفر زندگیشونو از دست بدن؟نمی دونم چی بگم ....

 

این اولیش نبوده آخریشم نخواهد بود تو روزای آینده باید منتظره خبرهای دیگه

 

باشیم شایدم یه روز که خوشحال خوشحال دارم تو وبم مطلب می نویسم

 

یکیش  رو خونه ی ما بیوفته... در آینده هیچی غیر ممکن نیست ما داریم

 

پیشرفت می کنیم مطمئنم پیشرفتمون چشم گیر می شه....تازه هسته ای هم

 

میشیم...

 

تسلیت می گم به همه ی مردم...

 

       


شنبه 3 مرداد1388 |
 

love

 

عشق یعنی چه؟تو این دنیایه ما عشق معنی داره؟فکر نکنم همش شده هوس

شده که یکی باشه که تنها نباشن بعدم اسمشو میزارن دوست داشتن میگن

این دیگه همسرمونه آره در سال چندتا همسر عوض میکنین؟آره می دونم

که مشکل داشته بدرده تو نمی خوره اینم می دونم که اصلا بهانه نیست

تو کسه بهتری رو پیدا نکردی...

آره عشق یعنی این...دارم به این فکر می کنم که یه آدم چجور می تونه

با چند نفر در یه لحظه باشه؟ تو این وضعیت من خیلی انتظار زیادی دارم

که بخوام فقط یکی و واسه خودم داشته باشم،آدم نمی دونه اینم مثل بقیه

است یا نه؟؟؟

خیلی زندگیم خراب شده نمی دونم دارم چیکار می کنم روز به روز بدتر

من می دونم دیگه نمی تونم کسیو که می خوام داشته باشم ولی هر روز

منتظرم هر روز حسرت می خورم حسرت یه روز خوب منتظره یه لحظه

مثل قبل...سعی می کنم یه دوست واسه خودم پیدا کنم که بتونه کمکم

کنه بتونه کنارم باشه ولی به هیچ جا نمیرسم هیچ جا...نمی دونم چرا

به اینجا رسیدم سر در گمی عذابه خیلی سخته فقط داری روز ها رو

میگذرونی ولی نمی دونه چطور گذشت فقط عمرت میگذره همین

بعدم که به خودت میای میبینی به چیزی تبدیل شدی که فکرشو هم نمیکردی

نمی خوام عمرمو فقط بگذره می خوام از زندگیم لذت ببرم ولی نمی دونم چطور

می تونم شاید بگین که این دختره همش از غم مینویسه نشد شاد بنویسه

من کسیو از دست دادم که هیچ وقت نمی تونم زندگیمو درست کنم

سعی می کنم ولی روز به روز بدتر میشه...

          

        


چهارشنبه 31 تیر1388 |
 

بدون شرح


شنبه 27 تیر1388 |
 

i need you now

 

سلام...خوبین؟

 

حالم خوش نیست احساس بدی دارم نمی دونم چه مرگمه گیجم بدجور

 

نمی دونم چیکار کنم از این وضعیت در بیام خودم واسه خودم مشکل میسازم

 

بدم عرضه ندارم حلشون کنم وااااااااای که چقدر این وضعیت بده...

 

راستی گلم خیلی دلم واست تنگ شده من به تو خیلی بد کردم مخصوصا

 

این روزا الان خیلی تنها شدم هیچ دوستی ندارم نامردا همه رفتن حتی یه

 

زنگ نمی زنن تو هم که هیچ وقت نیستی...فقط میگم دوست دارم کاشکی

 

زودتر رابطه ی ما درست میشد تا بتونم زندگیمو بکنم دق کردم دیگه

 

 

یاد لحظه ای که دست در دست تو در آن تاریکیه شب کنارت ثانیه ها را

 

میگذراندم،یاد لحظه ای که سرم را به شانه ی تو گذاشتم،لحظه ای که

 

بوسه بر لبانت زدم،لحظه ای که به چشمانت نگاه کردم و جمله ی دوستت دارم

 

را بر زبان آوردم...لحظه هایی که زندگیم را ساخته اند...پس چرا...؟؟

 

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم می گذاری، امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن.

 

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم نثار می کنی،امروز با تبسمی شادم کن.

 

به جای متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها می نویسی ،

 

امروز با پیام های کوچک خوشحالم کن.

 

من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا...

 


جمعه 26 تیر1388 |
 

Summer

 

سلام خوبین؟منم بد نیستم

 

تابستون خوش میگذره؟واااای چقدر حالم میگیره وقتی فکر می کنم که تابستونه آخره

 

دیگه تا 2 سال زجر واااااای ...کنکورم کابوسیه موخ آدمو میخوره

 

بیخیال حالا می خوام از الانم لذت ببرم حال کنم تا حالا که زیاد خوب نبوده

 

مدرسه تموم شد کلاسه زبان شروع شد دارم له میشم زیر بار زندگی ،شوهر،بچه داری...

 

گفتم شوهر یاد یه چیز افتادم دیروز رفته بودیم بیرون یکی از فامیلامون که روح احضار میکنه

 

یه جورایی فالم میگیره واسه من فال گرفته بود گفت یه خواستگار واست میاد به اسم

 

محمد ثابت نیاواای اینقدر خنده بود

 

وااای من الان دنبال گمشدمم محمد کجاییلطفا هر کی میشناستش به من خبر بده

 

واقعا مگه می شه آدم تو فال اسم یارو رو هم ببینهواقعا مسخرست بچه گیر اوردن

 

حالا می خوام برم اسم بچه هامم ازش بپرسم

 

محمد کجایی من منتظرما بیا دیگه چشم با راهم نزار...

 

بیخیال داشتم میگفتم...راستی من چند تا نکته در مورده مطلب قبل بگم که کچلم کردن...

 

من هیچ مشکلی با پسر ندارم فقط یه پست بود، اگه یه دختر گفت من از پسر

 

بدم میاد، وای جیزه بفهمین کشته مرده ی یه نگاهشونه، حالا اینم همه میدونیم

 

اگه زن نباشه مرد نمی تونه زندگی کنه مرد نباشه زن...همه بهم نیاز داریم

 

لطفا دیگه بد نگیرین

 

 


سه شنبه 23 تیر1388 |
 
مریم کوچولو

" اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می كند... بگذار پایان تو را غافلگیر كند درست مانند آغاز "

 

مطالب اخير

Bye

its very hard

i love you so much

i wait for you

Another Airl plane

love

بدون شرح

i need you now

Summer

 

آرشيو مطالب

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

بهمن 1386

آذر 1386

آبان 1386

شهریور 1386

 
 

پيوند ها

پسر آسمانی

زير گنبد كبود

ĢÏRL ØR ߨΫ

شاه آمفاکتوس3

خاطرات یه دختر لیمویی

๑محیـــــــــا و بازیــــگران

منوبه خاطرداشته باش

๑♥๑یــــــک دنیــــاحــرف..ناگفـــته..๑♥๑

دهــــــــکده ی نیلــــــوفر های آبی

×...باورم کن...×

خرس قهوه ای

rap2rap

قصه عشق

کی هست یه هم دل بشه

قصر یخی

دغدغه های دختری 17 ساله

عشق!دوستی!صفا

عشق گمشده

و برای مردم شادمانی آفرید

بهرام رادان

چی بگم از کجا بگم...؟

هری پاتر 2000

هری پاتر

نم نم بارون-درسا شیطون

تیمم

قرمزته

نیلوفر دوست دارم...!

تک بانوی شعر نو

اشعار عاشقانه

کلبه خرابه هنر

صبرو انتظارمن

کیمیای مهر

ه ه ه

من بی تو

پسر مرده

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

ترانه: میمیرم
از: شاهکار
>